خرید بک لینک

عاشق نشدی زاهد ،

دیوانه چه میدانی ؟

در شعله نرقصیدی ، پروانه چه میدانی ؟

لبریز می غمها ،

شد ساغر جان من

خندیدی و بگذشتی ، پیمانه چه میدانی ؟

یک سلسله دیوانه ،

افسون نگاه او

ای غافل ازآن جادو ، افسانه چه میدانی ؟

من مست می عشقم ،

بس توبه که بشکستم

راهم مزن ای عابد ، میخانه چه میدانی ؟

عاشق شو و مستی کن ،

ترک همه هستی کن ،

ای بت نپرستیده ، بتخانه چه میدانی ؟

تو سنگ سیه بوسی ، من چشم سیاهی را

مقصود یکی باشد ،

بیگانه چه میدانی ؟

دستار گروگان ده ،

در پای بتی جان ده ،

اما زتو جان غافل ، جانانه چه میدانی ؟

ضایع چه کنی شب را ،

لب ذاکر و دل غافل ،

تو ره به خدا بردن ، مستانه چه میدانی ؟

برچسب: شعر مولوی,شعر مولوی کرد,شعر مولوی با معنی,شعر مولوی در مورد مرگ,شعر مولوی درباره مرگ,شعر مولوی برای تولد,شعر مولوی من غلام قمرم, نویسنده: آرتین رستمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 21:28

صفحه بندی